چیزهایی درهم

خرید بک لینک

اینقدر بیحوصله بودم که صفحهی دوستان را نخواندم. در اولین فرصت میخوانم. خرداد با فکر مرگ گذشت. اما امروز بالاخره خوب بودم. دو نوشته تحویل دادم. هر دو را دوست دارم. صد و چند صفحه کتاب خواندم. اش خوردم. دمنوش به و دارچین درست کردم. یک ساعت یوگا. صدای کولر آبی. رسیدن ِکامنت مهربانی دربارهی یکی از نوشتهها.

چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 38 تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 19:04

پ از تگراس نوشته: دلم میخواد بهت خوش بگذره میدونم که چقدر مشکل داری. دلم خواست گریه کنم. چه راه درازی بوده و هست. خستهکننده است. هربار خانه رفتن وجودم را پر از دلهره میکند. دیدن ناراحتی خواهرها، نگرانی برای مامان، ماجرای خانه و مسائل مالی. و رابطه. که گاهی برایم سخت میشود. کار، اینجا حتی خنککنندهی سادهای هم ندارد. گرما عذابم میدهد. درس؟ هفت سال تلاش و همچنان دویدن. نوشتن؟ پول؟ درامد؟از آن روزهاست که حوصلهی زنده بودن ندارم. چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 15:09

کار، بوگا، دوش، تمیز کردن خونه. البته هنوز یه خرده کار داره. با بادمجون و کوجه و سیب زمینی و این چیزا یه غذای گیاهی درست کردم. دوش گرفتم. حالم خوبه.

چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 15:09

رفتم خانه. باز نگرانی، غصه، دلواپسی. حالم خوب نبود. یک روز خوش گذشت و بعد شروع شد. جنجال و بحثِ بیپایان. تصویر برافروخته و عصبی و وحشیِ خودم. خستگی. حس ِاینکه کاش نبودم. تاریکیِ جاده. غم. ناامیدی. خانه. تمام روز در رختخواب ماندن. فکر کردن به خرداد تاریک. خرداد گرم. خرداد شرجی. خرداد دوستنداشتنی.

چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 15:09

در هربار پیاماس به شدت ناامید میشوم. دفعهی قبل در آن خانهی قدیمی کاشان چیزی را شنیدم که نباید میشنیدم. شنیدنش سنگین بود. برای من که در تمام این سالها جز استقلالم چیزی نداشتم. برای من که هنوز کینه دارم از منتگذاشتن ِمادربزرگم وقتی میگفت باباتون براتون کاری نمیکنه. لباساتون رو که خاله و داییهاتون میخرند. آ منت گذاشته بود.بابا نمیدید. پولی نداشت. به جان خودم خیلی مهربان بود. مادربزرگ دربارهش بد حرف میزد. خیلی مهربان بود. به ما میگفت عمر من. دلم برایش تنگ شده. دلم با این مادربزرگ صاف نمیشود. همین حالا یادم آمد که حتی دوست نداشت کمی از غذایی که روی گازش بود بردارم. ناراحت میشد. میگفت چرا مامانتون درست نمیکنه براتون؟ لابد دستش خالی بود و غذا را با محاسبه میپخت. فقط چند قاشق لوبیاپلوی بدون گوشت بود. خوشمزه بود. مامان همین را نمیتوانست درست کند. مامان فارسی بلد نیست. امروز گفت «اورگِم پر ووریر...» نمیدانم درست نوشتم یا نه. مامان مثل پرندههاست. چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 14:19

میخواهم عدسپلو درست کنم. عدسپلویی ساده. به یاد بابا. اضطراب دانشگاه فلجم میکند. کاش این بساط غز زندگی من جمع میشد. فکر کردم بیا این اخری را هم بازی فرض کنیم. برای مدیرگروه نامه عاشقانه فرستادم. گفتند امتیاز مقالهی دوم برای دفاع کافی نیست. دلم با ح هم صاف نمیشود. دیگر جلسههای دورهمی را نمیروم. حیف از اینهمه دوستی و علاقه. حس خوبی به من نداد. با حسی از بیپناهی از شمال شرق تا مرکز تهران آمدم و دلم میخواست کسی بغلم میکرد و میگفت تو تنها نیستی. و کسی حق ندارد ناراحت کند. چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 14:19

راستش آن شب مهمانی ترسیده بودم. حالِ ناخوش روحی غلبه کرده بود. هر شب کابوسِ طرد و اخراج همراهم بود. یک شب خانم چادری همکار گزارشم را داده بود. فردا شب دیدم حراست مرا خواسته و گفتند چرا در عزای عمومی خندیدم. دیروز در توئیتر فارسی نوشتهها را میخواندم و... خلاصه اینقدر خواندم که باور کنید شیمیِ بدنم تغییر کرد. انگار یکی دیگر شدم. صبح که بیدار شدم خبر منتشر شد. با کارهای قدیمِ افتخاری گریه کردم. به یاد خیلیها. خیلیها. خیلیها. به یاد همهی روزهایی که بابا چیزی را در این عالم ندید. سی و چند سال ندیدن ساده نیست. و این گریه از آن گریههای عمیق بود. بخشهایی از خودم که انگار هنوز شکلِ هزار سال پیش باقی مانده بود. مثل همان هجده سالگی و نیایشهایی که عمیق بودند. آن مقتها که خیال میکردم چیزی آن بالا وجود دارد. چیزهایی درهم...

ما را در سایت چیزهایی درهم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 14:19

صفحه بندی